سلام
پارت آخر
ادامهی مطلب
هلو ![]()
داستان اوردم باز
برید ادامه واسه پارت بعدی 👇👇👇
ادامهی مطلب
سلام ![]()
پارت جدید آوردم برید ادامه
⚪⚫⬇⚫⚪⬇⚫⚪
ادامهی مطلب
هلو گایز
پارت جدید
ادامهی مطلب
.
سلامبه همه
پارت جدید در ادامه 😉
راستی یه بد قولی کردم شب پارت ندآدم ولی یه دو ساعت بعد بازم یه پارت میدم 😊
ادامهی مطلب

سلام گایز
برید ادامه ...
ادامهی مطلب
های
پارت جدید آوردم اما یکم کوتاه 😅
عوضش 2 پارت دیگه امروز میدم ☺
الان هم بپر ادامه
ادامهی مطلب
سلام
میخوام زود زود پارت بدم بعد یه داستان دبگه بزارم ولی ایت رو دیر دیر بدم 
خوب حالا یه سوال دوست دارید چی بیشتر بزارم ؟
و اینکه اصلا کمیک پیدا نمی کنم حتی اینگیلیسی
و الان هن واسه داستان بپر ادامه 👇👇
ادامهی مطلب
سلام
در ادامه داستان در انتظار شماست
ادامهی مطلب
سلام 😁
همین طور گه قول دادم امروز باز پارت آوردم 😊
و ممنون که نظر دادید 😙😙
شما که زحمت میکشید نظر میدید لطفا خصوصی ندید مرسییییی از همتون حالا برید ادامه مطلب ❤
ادامهی مطلب
سلام 
ساعت دو هستش خواهم نمی یاد 😂😂
خوب برید ادامه
ادامهی مطلب

سلام پارت جدید آوردم اینم پوستر داستانم خوب برید ادامه
ادامهی مطلب
هلو گریز
این اولین داستان منه هر روز یک پارت میزارم امید وارم خوشتون بیاد
..................................................
عشق حریص
پارت 1
از زبان مرینت
4 روز دیگه روز اول دانشگاه بود
مامان : مرینت الان یه ساعت گوشی داره مانور میده بلند شو پاید برسم فرودگاه
من / مرینت: باشه بیدارم
بابا: ماکارون پرتغال لیمو ،سیب و طعم مورد علاقه ی دختر مورد علاقه ام توت فرنگی و دوازده ده تا کیک دو کلویی با طعم های مورد علاقه ات
من / مرینت : بابا بخدا گاو نیستم بعدش هم چطوری این همه رو ببرم
بابا : دوست هات الان میان اینجا لازم نیست چیزی ببری
من / مرینت :دوست هام ولی الان دیر میشه
مامان: هنوز 6 ساعت وقت داری
مری:جان !!!!!! پس چرا گوشیم زنگ خورد
مامان: برای اینکه من تغییر دادم.
مرینت :😑
بابا : خوب دوست هات اومدن
مری : الیا ، نینو، میلن، کیم،مکث،ایوان، رز و جولیکا اومدن
همه واسم هدیه آوردن
من /مرینت : الیا نینو مگه شما قرار نیست بیاید
الیا: اره، از اینجا با هم میریم
من/ مرینت.: باشه
6 ساعت گذشت و شو موقع خداحافظی
من یه لگن گریه کردم
بعد سوار هواپیما شدیم .....
پایان
لطفا کامنت بدید 💗💗