انسان فرهیخته..؟ اختلاف طبقاتی...؟ نابودی قدرت...؟؟

شنبه ۱۴۰۲/۰۳/۲۷ 23:34

نويسنده اين مطلب: 𝓣𝓸𝓿𝓮 | موضوع: ≁کتاب≁ | ≁نقل قول≁ |

نمیدونم الان صرفا خوابم میاد قراره چرت و پرت بگم.

جورج اورول همیشه خدا توی هر اثری که داشته، هر نقل قولی که از باقی مونده به یه چیز مشترک توی همشون اشاره میکرده؛ اختلاف طبقاتی جامعه.

"همه حیوانات باهم برابرند اما برخی برابرترند. "

"همین که ثروت عمومی میشد، دیگر هیچ تبعیضی در پی نمی آمد."

اشاره مدام و مدام اورول به اختلاف طبقاتی چیز عجیبی نیست، چون واقعا کی میتونست توی دهه ۱۹۰۰ بزرگ بشه و چیزی از اختلاف طبقاتی ندونه؟

توی قسمتی از کتاب "۱۹۸۴" وقتی که وینستن، شخصیت اصلی کتاب شروع میکنه به خوندن کتابی که اوبراین بهش داده بود، به این اشاره میشه که اگه اختلاف طبقاتی وجود نداشته باشه جامعه پایدار نمیمونه و قدرت صرفا فقط دست دسته کوچکی از ثروتمندا میوفته.

حالا شما بیایین دنیایی رو تصور کنین که همه به جز چند ساعت کوتاه کار کردن لازم نیست به خودشون زحمت بدن همه توی خونه های گرم و مجهز زندگی میکنن و هیچ کم و کاستی ندارن و رباتا دارن به جاشون سگ دو میزنن، حتی اگه خود رباتا برندارن نابودمون نکنن جامعه مون از هم میپاشه، درواقع هرجایی، هرجامعه ای تبدیل بشن به یه عده انسان فرهیخته و مستقل اندیش دیگه هیچکس محل بوق ام به اون یه عده کوچک ادمای قدرتمند نمیدن، همه سرخود میشن و یا نه بهتره بگم مستقل اندیش شدن ادمایی که قبلا توی جهل و فقر زندگی میکردن باعث نابودی قدرت میشه و توی جامعه ای که زندگی بر پایه جهل و فقر جریان پیدا میکنه، نابودی قدرت، نابودی جهل و فقر عه و نابودی جهل و فقر نابودی قدرت عه.

منتغ:

منتغغغغغغ::::::

خوابممیاد بقیش بمونه برای بعد مرسی.








The Eye of Minds/چشم ذهن

شنبه ۱۴۰۱/۰۴/۰۴ 14:7

نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 | موضوع: ≁کتاب≁ |

 سلام به همگی🕊🤍

تو این پست میخوام کتاب چشم ذهن از جیمز دشنر رو معرفی کنم💕

کتاب های زیادی هست که واقعا معروفن و زیاد خونده شدن و نویسنده ی این کتاب یعنی جیمز دشنر هم نویسنده ی معروفیه چون مجموعه دونده هزارتو رو نوشته (اونم تو یه پست دیگه معرفی میکنم خیلی خوبه)

این کتاب تو ایران به دست نشر پرتقال ترجمه شده که اونم اکثر کتاب هاش بین نوجوان ها محبوبن

ولی این کتاب با اینکه سبک خیلی خوبی داره و داستان پردازیش هم قشنگه زیاد به چشم نیومده، دقیقا به همین دلیل میخوام معرفیش بکنم که افراد بیشتری بخوننش💙

این کتاب درباره فردی به اسم مایکله.بله میدونم اسمش زیادی محبوبه.مایکل تو دنیایی چندین سال پس از این دنیا زندگی میکنه و اون زمان، وقتیه که انسان ها به پیشرفت های زیادی تو تکنولوژی دست پیدا کردن.

و طبق معمول کتاب های پادآرمانگرایانه، این تکنولوژی جوری نیست که بخواییم بگیم خیلی عالی و بی نقصه و آدم ها با وجود پیشرفت بازم آدم های مزخرف زیاد دارن😐

یکی از این پیشرفت ها دنیای مجازیه که کسانی که انیمه های ایسکای یا هنر شمشیر زنی آنلاین رو دیدن درکش میکنن، یعنی به طور کامل یه دنیای دیگه رو شبیه سازی میکنن و آدم ها میتونن توش بازی کنن.

هدف مایکل به همراه دو تا از دوستاش اینه که به عمق این دنیا بره و جایی که کاراکتر های خیالی بازی زندگی میکنن رو ببینه ولی هیچی درست پیش نمیره..😭

چیزی که من تو این کتاب از همه چی بیشتر دوسش داشتم پلات توییست آخرش بود که شوکه ام کرد،آخرین قطعه ی پازل

کتاب مهم ترین چیزی که بهم یاد داد این بود که هرگز قضاوت نکنم. واقعا اون همه ایده و پیش پرداخت که درباره داستان داشتم همه اشتباه بودن

فکر میکردم طبق مدلی که داستان داره پیش میره و کلیشه های همیشگی آخرش کاملا معلومه ولی اینطور نبود، و تازه رفتار تک تک شخصیت ها رو فهمیدم و دقیقا همه چی تکمیل شد

نثر نویسنده و شخصیت پردازی و قلمش هیچ کدوم خیلی سنگین نبودن و درکش راحت بود، اما ابتدایی هم نبودن. در بهترین حالت ممکن

تنها کسی که شاید نمیشد تو جلد اول باهاش خوب ارتباط گرفت آنتاگونیست داستان بود که به دلیل کامل نبودن داستان در جلد اول بود، این مشکل تو جلد های بعدی وقتی بقیه کتاب رو فهمیدیم هم حل میشه🤗

احتمالا شخص دیگه ای این کتاب رو نخونده ولی اگه خوندین خوشحال میشم بیشتر دربارش حرف بزنیم💙

جلد دوم و سوم این کتاب هم با اسم های قانون فکر و بازی زندگی منتشر شدم و میتونین از سایت انتشارات پرتقال یا اکثر کتاب فروشی ها بخریدش

پیشنهاد میکنم😍








معرفی کتاب بلندی های بادگیر

شنبه ۱۴۰۱/۰۴/۰۴ 13:23

نويسنده اين مطلب: 𝓣𝓸𝓿𝓮 | موضوع: ≁کتاب≁ |

سبک ادبی : با اینکه بلندی های بادگیر به درستی سبک ادبی مشخصی نداره ولی مخاطبان، کتاب را به این سه سبک ادبی تشبیه داده اند رمانتیسم، گوتیک، عاشقانه

اثر: امیلی برونته

*اگر از مخاطبین جوان این ژانر باشید نشر افق با نثر ساده و قابل فهم برای مخاطبین جوان و نوجوان این کتاب رو ترجمه کرده

بلندی های بادگیر، قطعا از بهترینهای عاشقانه های کلاسیکه که بین ۲۰ اثر کلاسیک عاشقانه جای داره و کیه که دوستش نداشته باشه؟

داستان از جایی شروع میشه که اقای لاک وود که تصمیم داره زندگی ای پر از ارامشی را در خلنگزار تراش کراس گرنج بگذرونه، در مورد نوشته های دور کتاب، کاترین ارنشاو و ارتباط اون با اقای هیت کیلف کنجکاو میشه و از سر پیش خدمتش،خانم دین که زنی محترم و مهربان هستش در مورد اقای هیت کیلف و روحی که در خانه هیت کیلف از پشت پنجره خودش را به پنجره کوبانده سوال میکند و او شروع داستان پر ماجرای هیت کیلف و کاترین رو شرح میده. در ادامه میبینیم که فرزند کاترین و فرزند برادر کاترین چگونه به هم دل میبندند.

شارلوت برونته و امیلی برونته هر دو نویسنده بودند و هر دو خالق اثر های خارق العاده هستند[جین ایر اثر شارلوت برونته، بلندی های بادگیر اثر امیلی برونته] ولی در عین حال میبینیم که چطور هر دو خواهرها برداشت های متفاوتی از عشق دارند. در حالی که به مطالعه بلندی های بادگیر می پردازید به تفاوت بین عشق و دوست داشتن پی میبرید.

توی داستان میبینیم که عشق و خودخواهی شخصیت های داستان چطور منجر به نابودی خود و اطرافیانشان میشود.

توصیف فضا و احساسات منحصر به فرد کتاب باعث میشه که مخاطب هنگام مطالعه کتاب کاملا فضای پیرامون خودش را فراموش کند و کاملا نظاره گر داستان از چشم شخصیت های کتاب باشند.

قطعا من در درجه ای قرار ندارم که بخوام در مورد این اثر خارق العاده نظر به خصوصی بدم و یا اون رو ارزیابی کنم ولی بی شک خواندن این کتاب سفری پر از تراژدیک های عاشقانه به عمق احساسات آدمی که شامل عشق، انتقام،حسرت، طمع و خشم هست، جایی که فرزندان تاوان بی فکری و طمع عشق والدینشان را میپردازند.

نویسنده رئالیسم داستان کتابی پر از وهم و پیچیدگی رو در کنار عشق قرار داده و همین باعث شده مخاطبین هر دهه نظرات متفاوت و جذابی رو نسبت به کتاب ارائه بدن و این همان علت غیابی پر طرفدار بودن این رمان شده.








دیالوگ از نیکولای

جمعه ۱۴۰۱/۰۴/۰۳ 11:3

نويسنده اين مطلب: 𝒜𝓈𝓇𝒶. | موضوع: ≁کتاب≁ | ≁دیالوگ≁ |

*یه شخصیت تو فیلم سایه و استخوان، کتاب گریشا و پادشاه زخم ها


  1. هرچی کمتر بگی،کلماتت ابهت بیشتری دارن.
  2. بحث نکن.هرگز تن به انکار نده.توهین رو با خنده جواب بده.
  3. متوجه تفاوت توهین و مبارزه طلبی شو.
  4. ضعف لباس مبدله.وقتی باید بدونن انسانی،به تن کن اما وقتی چنین حسی داری هرگز.
  5. وقتی میتونی از سنگ بسازی،آرزوی آجر نکن.از هرچه و هرکس داری استفاده کن.
  6. رهبر بودن یعنی کسی همیشه تو رو تماشا میکنه.
  7. کاری کنی از دستورات جزئی اطاعت کنن،از دستورات بزرگ هم پیروی میکنن.
  8. اشکالی نداره انتظارات رو به ریشخند بگیری،اما هرگز ناامیدشون نکن.
  9. راحت ترین راه خشمگین کردن یه نفر اینه که بگی خونسرد باش.

    اگه شما هم دیالوگ خوبی از کسی یادتونه،کامنت کنین♡