سلام.لیدی بوا مرینته که معجزه گر مار رو گرفته.بوا هم یه نوع ماره

سلام به همگی!قهرمان مار،لیدی بوا هستم.سوالی داری حتمی بپرس(در نظرات)![]()

*بلوبری وارد میشوددددد*
سلام خوبین؟
اگه دیر شد درس و مشق و امتحانام زیاد بود+تنبلی زیاد![]()
![]()
برید بخونین
راستی لقبم ازین به بعد بلوبری بید![]()
به نظرسنجی هم بپاسخین![]()
برین دیگه بدویین![]()
ادامهی مطلب
مصاحبه با کاگامی چی چی؟/؟؟؟؟/ الفرارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۲/۳۱ 18:18
نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 |سلام دوستان گل
به برنامه ما تو وبلاگ لیدی باگ خوش اومدین
اولین مهمون خل امروز کسی نیست جززززززززززززززززززززززززززززززززززز
کاگامی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چی؟چرا گوجه پرت میکنید؟هندونه چی میگه؟این بیل و کلنگ ها چی ان؟
الفرارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر خودتون ازش سوال بپرسیددددددددددددددد الفراررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

سلام من کاگامی هستم.هر سوالی داشتید در خدمتم.
خب این قسمت برای کساییه که دوست دارن آدرین رو به خاطر خنگ بودن شدیدش بزنن!
راحت دلتون رو خنک کنید!![]()
و داستان اینجوری شروع میشه که من به صورت مخفیانه وارد اتاق آدرین شدم دستمال که به ماده بیهوشی اغشته شده بود رو جلوی دهنش گذاشتم بی هوش شد!
بردمش به اتاق شکنجه شخصیت های میراکلس
هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها
ادرین رو به صندلی بستم حالا آدرین به هوش میاد!
ادرین : ها؟ اینجا کجاست؟ من کجام؟ توکی هستی؟ ولم کن!
من:خب خب من ماریانم و میخوایم ازت انتقام بگیریم دلمون خنک شههههههه چون تو مارو تا آسمون هفتم حرص دادی ![]()
ادرین:پلگ؟ پلگ پنجه ها بیرون!
من:شرمنده حلقت رو برداشتم فعلا کتکتو بخور
ادرین : نههههههههههههههههه آخه من چه بدی در حق شما کردم؟؟ ولم کنیددددد![]()
![]()
من:خب خب شرکت کنندگان و انتقام گیران عزیز
خودتون بهش بفهمونین ![]()
و فقط یه چیزی تنها میتوانید از ابزار های شکنجه زیر استفاده کنید :
پر پرنده
چاقو
ماهیتابه در ابعاد
کوچک
متوسط
بزرگ
اچار
سوزن
قابلمه
قاشق
کمربند
کفگیر اهنی
چماق
انواع کفش ها استفاده کنید
👟👞👠👡👢
خب بفرماید از خودتون پزیرایی کنید![]()
![]()
**آدرین زنده بماند و با موهاش کاری نداشته باشید😁**
نام:ضد و نقص
ژانر:ماجراجويى، اكشن، پليسى
خلاصه ى داستان:ژنرال:بايد برى .:من و اون باهم مثل اب و اتيشيم ضده نقص ژنرال:ببباااااييييددددد برى فهميدي
به جناب سرهنگ از اين طرفا فكر نمى كنى براى يه دختر معموريتى به اين بزرگى سخته
بايد به فكر خودت باشى اق پسر حيف ، حيف كه مجبورم تحملت كنم
زمان انتشار:١٣٩٩/٣/٢
❤️🖤نويسنده:بهار ملقب به رداند بلك
دقت كردين داستاناى جنايي و اكشن بيشتر دوست دارن خخخخ
خب بزارم يا نه
سلام بچه ها من ساعت 1امتحان دارم وقتی امتحانم تموم شد 100% پارت چهارم رو می دم ![]()
دعا کنید امتحانم رو خوب بدم اون وقت پارت پنجمم فردا می دم ![]()
می دونید چرا فردا چون فردا نتایج رو علام می کنن![]()
بابا سپیده دوستان مدیر لطفا اسم داستان منو تو موضوعات درست کنید اسم داستان من رویای من هستش اما تو موضوعات دریای من هستش لطفا درستش کنید خواهششششششششششششش![]()
فعلا تا پارت بعدی بایییییییییی![]()
سلام!
دیدم بعضی از موضوعات دست نخورده ان،می خوام برای بعضیاشون معرفی نامه بنویسم.
و امروز هم معرفی آلیا سزار/ریناروژ رو گذاشتم.
در ادامه:
ادامهی مطلب
سلام
پارت جدید راز عشق پنهانی من را تا 3 ساهت یعنی تا 2 بعد از ظهر امروز می زارم !!
منتظر باشید![]()
سلام صبح شما به خیر![]()
میگم تام و جری رو به شکل انیمه ای دیدین؟![]()
در ادامه مطلب می بینین.
ادامهی مطلب
من تازه با وب محیا جون آشنا شدم و دیدم که با ذکر منبع چند تا از پستامون رو برداشته . چون دیدم یکی از طرفدار های وبمه درخواست تبادل لینک دادم . الان رفتم دوباره سر زدم و با اسم خودم مواجه شدم . محیا جون گفته بود که با اسم من کلی فحش دادن . منم تعجب کردم و بهش هم گفتم من نبودم . حواستون باشه ، کسایی که میدونیم آدمای خوبین ، فحش نمیدن و ازشون بعیده ؛ اگه دیدیم نظری که شبیه این باشه و به اسمشون ، باور نکنیم . زود قضاوت نکنیم . مثلا چند وقت پیش با اسمم اومده بود یکی تو همین وب نظر داده بود به پست غزل که من نمیتونم وارد بلاگفا بشم . دیدم همین جوری نظر داده و خیلی خوشحال شدم که کسی بهش محل نزاشته چون میدونسته من نیستم . مطمعن باشید که من به هیچ کسی توحین نمیکنم . هر کسی میخونه اینو بدونه . #زود_قضاوت_نکنیم
قابل توجه که من از محیا جون اصلا ناراحت نیستم چون میدونم که اونم نمیدونسته . خوب دیگه منم برم بخوابم . بای بای
سلام
دیروز داشتیم تو خیابون راه میرفتیم چشم به یه مغازه افتاد،
همه چیزش میراکلسی بود همخ چی هم داشت داشتم ذوق مرگ می شدم رو در مغازش نوشته بود من به عشق دختر که عاشق لیدی باگه این مغازه رو زدم اخرم با کلی اسرار دو تا پیکسل گیرم اومد
فكر كنم خل شديم …
من كه از اول خل بودم خل ترم شدم![]()
هيچى ديگه خود به خود مى خندم
گريه مى كنم حرف مى زنم
شما راه حلى دارين؟؟؟
قسمت ویژه کرونا با زیرنویس فارسی
منبع: https://www.aparat.com/v/DnrY4
معرفی شده توسط: mahya
نظر فراموش نشه!
لطفا یکی کمکم کنه !!
کسی بلده چجوری ویدیو تو وبلاگ آپلود کنیم![]()
اگه بدین زیر همین پست بگین لطفا![]()
آخه ویدیو 2 دقیقه ای در مورد ویروس کرونا با زبان فرانسوی اما با زیر نویس فارسی پیدا کردم![]()
دو بار بهش نگاه کردم چیزی خاصی توش ندیدم مامانم رو صدا کردم تا اینو ببینه و فکر نکنه که داستان زیادی رمانتیکه که اونجا کت نوار میگه وای یعنی ما نمی تونیم همدیگه رو بغل کنیم ؟!
خدایااا ااا من چرا اینو الان دیدم
البته بعد اینکه مامانم گفت فهمیدم
خواستم تبلت رو از زیر دستش بکشم نگذاشت تا آخرش دید و بعدشم تبلت رو داد دستم و تو گوشم گفت : نمی تونیم همدیگه رو بغل کنیم هاع ؟!
آب شدمممممممم
خدایااا یکی بهم کمک کنهههههه![]()
خب شما اینو ولش یکی بگه چطوری می تونیم ویدیو تو وبلاگ بزاریم ؟؟؟؟؟؟؟
سلام!

من لیدی نوارم!سوالی داشتی بپرس.جواب رو که حتمی میدم.میو!![]()
(چون اسم نویسنده گیم هم لیدی نواره هم می تونین از این شخصیت سوال بپرسین هم از خود من.فقط سوالات شخصی رو پاسخ نمی دم)
فردى براى ثبت نام به صورت زير فورم راپر كرد
نام:RRR
نام خانوادگى:ALi ALi ALi ALi ALi
محل تولد:⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️ (دايره هستن )
خب هركى تونست بگه نام و نام خانوادگى و محل تولد رو
يه ساعت وقت داريد
سلام سلام!!!
از بلاگفا لیدی نوار میاید!
برای ارائه چند شیپ میاید!
در ادامه خواهید دید دوستان گرامی:
ادامهی مطلب

میشه کمک کنین و بگین این عکس برا کدوم قسمته؟
عکس خنده داریه ولی![]()
ولی تروخدا بگین برا کدوم قسمته![]()
![]()
میسی![]()
اورتون نمیشه اگه بگم چی یافتم!!!
یه مدرک قطعی که کلییییییییی معجزه گر دیگه هم هست!
دو صحنه توی انیمیشن!
من برگشتم تا یه بار دیگه قسمت اشتباه استاد فو رو بیابم.
ببینین چی پیدا کردم!
در تمام این مدت اونا خیلی راحت می گفتن که معجزه گر های دیگه هم هست!مثل.....شیر!یا کلی معجزه گر دیگه!


معجزه گر های دیگه هم بودن!ولی نابود شدن!اما.....
ما دیدیم که آخر قسمت میگه که معبد معجزه گر ها دوباره بنا شده!همه چیز برگشته!
یعنی.......
این معجزه گر ها هم برگشته!
و اگر مارینت بهر که آموزش ببینه که حتما در قسمت چین خواهد رفت....
ما شاهد شخصیت های جدید با معجزه گر های جدید خواهیم بود!باورتون میشه.؟!ما فقط باید به دو صحنه نگاه می کردیم که اینا رو میفهمیدیم!
وای خدا خیلی هیجان زدمممم
میشه یه کمکی بکنین؟ممنون میشم.
من چندتا قسمت هست میخوام ببینم ولی نمیدونم کدوم به کدومه!
یکی اولین باری که مایورا ظاهر شد.اولین بار!
دومی اون قسمت که هیولای آموکی که استاد فو ساخته ظاهر میشه.
سومی هم فیلیکس.
مرسیییییی

برو ادامه...
از مدیرا میخوام که فانی تایم رو به موضوعات اضافه کنن😊
ممنون😃
ادامهی مطلب
من دیگه نمیتونمممممم
صبرم به سر رسیدهههههههههه
آخه جرمی چراااااا
خدایاااا
ما چه گناهی کردیم که باید فصل 4 اینقدر دیر باشههههههه
خسته شدممممم
یکی یه راه حل بگه!!!
پلیززززززززز
خواهش می کنممممم
حداقل اگه راه حل ندارین،لطفا نویسنده ها کمی بیشتر تئوری بذارنننننن
آخه واقعاتقریبا همه وقتی یه تئوری میبینن خیلی خوشحال میشن که حداقل یه کوچولو میفهمن چی به چیعهههههه
پلیز یکی یه کاری بکنههههه
😢😢😢😢
مگه ما به جرمی هیزم تر فروختیم؟!؟
سلام!![]()
به عکس زیر توجه کنین:
.png)
بله![]()
نتیجه می گیریم فندوم میراکلس از آنچه تصور می کنید عاقل تر است.![]()
و مرگ با دو قدرت ذکر شده در عکس دردناک تر از آنچه هست که فکر می کنید.
آیا میدانستید در قاره آمریکا میراکلس
هفتمین انیمیشن محبوب است؟(رتبه اول مال باب اسفنجیه)
آیا میدانستید که میراکلس پنجمین انیمیشن
محبوب در اروپاست؟(باب اسفنجی سومه!)
آیا میدانستید که دوام پایداری شرکت زگ به
میراکلس وابسته است؟
آیا میدانستید که توماس آستروک بر خلاف
چیزی که در قسمت کارگردان شرور دیدیم،
خیلی بد اخلاق است؟
چند ساعت پیش جرمی زگ گفته که فصل
پنج در راه هست!
هنوز فصل چهارم رو ندادن بعد دارن فصل
پنجم رو میسازن![]()
دیگه خودتون بدونید اینا کین دیگه![]()
آرم فصل پنجم رو هم گذاشته داخل اینستاگرام
خودش
واقعا که![]()
غزل: لباس عروسمو دیدی؟؟
اوسوی:😴😴
غزل: ۰_-
*به سمت او میرود تا بیدارش کند*
اوسوی: گرفتمت^^
غزل:نقشه بود نه؟؟ میدونستی... خیلییییییی هنتاییی؟؟
اوسوی: برو بابا 😒😒
غزل: خب پسر خوب...ولم کن و درباره لباس نظر بده
اوسوی: چی بگم؟؟ خوبه دیگه!!!
غزل: خیلی ممنون از نظر دقیقت...^^
اوسوی: خواهش
( یه چیزی بگم...با اینکه خیالیه ولی خیلی از دستش حرص میخورم)
غزل: بیا بریم بیرون بگردیم
اوسوی: خونه چشه؟؟
غزل: بیا بریم دیگه حوصلم سر رفته...تازه توئم تو خونه خطرناک میشی
اوسوی: این از طرف من به بهار چان، خواهرت واقعا خود درگیری داره
*غزل اوسوی را میگیرد و به زور از خانه بیرون میبرد*
غزل: اخییییش هوای تازه
اوسوی: خونه بهتر بود
غزل: یه کاری نکن از پل پرتت کنم تو اب
اوسوی: اگه میتونی پرتم کن
غزل: ولش...نمیخوام برای عروسی ناقص شی
اوسوی: افرین دختر خوب
*سرش را ناز میکند*
غزل: ااااا مگه من بچتم؟؟
اوسوی: ^^
غزل: خیلی...ااااه خستم...
اوسوی: چی شده؟؟
غزل: امروز برای امتحانم خواب موندم 😭😭😭
اوسوی: خب این گریه داره؟؟
غزل: خب تو همیشه خونسردی 😓
اوسوی: خب شب برای سنسیتون بفرست
غزل: اخه سنسیمون خیلی سخت گیره نمیدونم قبول میکنه یا نه
اوسوی: کشتی منو...
غزل: ااااااااااااا
اوسوی: حالا خودتو پرت نکنی پایین
غزل: چقدر نگرانی واقعا!!
اوسوی: ^^
غزل: راستی لباس دامادتو انتخاب کردی؟؟
اوسوی: مگه تو انتخاب نکردی؟؟
غزل: ااای واااای مگه قرار نبود هرکی الباس خودشو انتخاب کنه؟
اوسوی: میگم دیگه بریم خونه^^
غزل: زودم از زیرش در میری نه؟؟
اوسوی: اوهوم ^^
غزل: باش...بریم خونه...من که حریف تو نمیشم 😒
اوسوی: اخییییش
هلووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
بپر بخون ![]()

ادامهی مطلب
خب من دست پختم خوبه
شيرينى هارو من ميارم
ببین سپیده اخه من خودمم ممیدونم کیا کارارو انجام دادن
میشه لطفا هرکی کاریو انجام داده تو این پست کارشو بگه و بگه تموم شده یا نه
ممنون ^^
داستان، تورى و يا هرچى كه شما بخاين بگيد بزارم