درود
به گلکسی اسکول خوش اومدین
امیدوارم بهتون خوش بگذره
موضوع وب آزاده و از همه چی آپ میشه
مدیران اصلی وبلاگ، 7 نویسنده ی اول تو لیست نویسنده ها هستن
ممنون میشم این قوانینو رعایت کنین

1 - اگه حوصلتون سر رفته میتونین بیاین گفتینو
2 - لطفا احترام خودتونو نگه دارین
3 - اگه میخواین از ما کپی کنین، اجازه بگیرین و منبع بزنین
4 - ورود افراد زیر 12 سال ممنوعه

قوانین نویسنده ها:
1 . اگه از وبی کپی میکنین اجازه بگیرین
2 . پست اسپم نزارین
3 . کامنتای دارای فحش و هیت رو جواب ندین و پاک کنین
4 . چیزی رو اسپویل نکنین تو پستاتون یا بگین اسپویل داره

تاریخ تولد وب :
1398/7/21

اخبار وب:
نویسنده میپذیریم
وب فعالیتشو شروع کرده
موضوعات وب دوباره مثل قبل شد آزاد
پست هایی با اسم "آموزش های مورد نیاز برای نویسنده های تازه کار از صفر تا صد" برای کسایی که کار با بلاگفا رو بلد نیستن دونه دونه داره آپ میشه
شعار وبلاگ :
خوشحالی خواننده ها ...
...آسودگی نویسنده ها
![]()
برچسب ها: #پست ثابت
کسی بلده برام دکمه بسازه
بگین
اگه وقت نکردین اموزششو بدین
مرینت شرور شده و داره به کاگامی اسیب میرسونه
ادرین میاد ازش مراقبت می کنه
من مرینت شرورم
لطفا ادامه بدین
ونیگین من هستم فقط برای خودتون بگین
سوسک ژاپنی![]()
وی گشادیسم را کنار میگذارد*
قالب اولدم *-*


خوشتان امد؟؟
فقط اینکه جزوه برای میس واندا بید ولی زدم طراح غزل
به همین دلیل بنرش تو قالبه
مال بلاگفا بید
هرکی استفاده کنه نگه خر میباشد :|
سفارش دارین بگین
دیگه گشاد نیستم :}
لینک دار نمیکنه لامصب ://
لینک دانلود کد: http://s13.picofile.com/file/8400606092/%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8_%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C.txt.html
سلاممممممممم
من برگستمممم
دلتون برام تنگ شده بود؟(وجی:معلومه که نه مگه چی داری که کسی دلش برات تنگ بشه*من:ببند!*وجی:خب دارم حقیقت رو میگم! )
خب بهتره این وجی من رو ول کنیم😐😐😐
می خواستم بگم که من آدرس اون وب کپی کار رو پیدا کردم از روی اسکرین شات هایی که سپیده گرفته بود اسمش رو سرچ کردم و آدرس وبش رو پیدا کردم بچه ها زیاد از دستش ناراحت نشین فکر کنم ولش رو تازه زده چون توی آرشیو تاریخ های کمی بود.
ما که میتونیم بهش هشدار بدیم و بعد دست از کارش برداره خودم هم خیلی وقت ها وقتی تو نت سرچ میکنم کلی عکس میایم که از این وب هست شاید منبع رو نمیدونستی
اینو منی میگم که هرکی کپی کنه یه جوری عصبانی میشم که...
تازه اون عکس سوتی مال من بود خودتون حساب کنین دیگهه قدر بده اما!شاید منبع رو نمیدونسته.مثل یه باری که من عکس گذاشتم و معلوم شد توی وب کاترین هم بوده.
به هر حال من کپی کار زیادددد دیدم.
فعلا آدرس این یکی رو میدم که خواستین برین ببینین که ولش تازه هست.
یه جورایی......وقتی ولش رو پیدا کردم از آدرسش خندم گرفت.
مگه میشه این همه شباهت؟
😂حدش بزنین آدرس وبش چی بود!
بکم؟؟؟
میگم!
catbug.blogfa.com
😂😂😂😂😂😂😂عجب شباهتیییییییی!
اینم به صورت دکمه
بچه ها دوباره میگم بهتره زیاد عصبانی نباشیم چون وقتی عکس لیدی باگ سرچ میکنیم بیشتر عکس های وب ما پی ان!
البته اگه بدونه که توی این وب این عکس ها بوده و کپی کرده،دیگه حسابش جداست.
اون موقع حق داریم ناراحت بشیم.ولی این موقع نه!
*به خبری که هم اکنون در ساعت هفت و 56 دقیقه به دستم رسید و این پست رو ویرایش میکنم توجه کنین:طرف خیلی ناراحته که ما ریختیم سرش!میگه بلد نیم بوده منبع بذاره.همین!من که توی یه نظر بهش گفتم چطور منبع بذاره.دیگه نباید ناراحت باشین!*
همین دیگه.(وجی:بالاخره حرفات تموم شد؟من:ببننننننددد! )
یه کمکی ازتون میخوام!کسی بلده چطور یه وجی رو ساکت کنیممم؟
مدتی نیسنم چون تایپ کردن با گوشی سخت و خسته کنندس
و ابتاپمم رفته قاطی باقالیا یعنی نتش پکیده-___-
سلام.
بچه ها کسی جزوه ساخت قالب داره بهم بده؟
هر جا رفتم بهم ندادن!
یا میتونه یادم بده؟
ممنون میشم
سلام به همگی منون اون یکی میرای به توافق رسیدیم
قرار شد اون به فارسی بنوسه من به انگیسی در ضمن من خیلی کم با اسم میرای نظر میدم 
سلام به همگی نویسنده های گل
نظرات تایید نشده خیلی زیاده لطفا تایید کنید ممنون ![]()
سلام به همگی
معلم وارد میشود
خب بیاین کلاس رو شروع کنیم برا اینکه خسته کننده نشه من کم میزارم 
و برای امتحان...
نگران...
برید ادامه 
ادامهی مطلب
.jpeg)
گابریل آدرین رو مجبور کرده که تا سه روز دیگه با کاگامی ازدواج کنه و حالا مرینت فکر میکنه آدرین خودش این رو خواسته پس شرور میشه ولی آدرین نمیدونه که لیدی باگ شرور شده من در نقش های بانوی حشره ای ( لیدی باگ شرور ) و آدرین و کاگامی بازی میکنم شما هم هر کدومتون باید یک کاری کنید تا این ازدواج اجباری رخ نده . ( در نقش هر شخصیتی که دوست دارید )
چرا برای رمانم ( صیاح پوش )
نطر نمی دین؟
لطفا نظر بدید!
من ناراحت میشم ¥¥¥¥¥
به هر حال
نظر لطفااااااااااااا



اااااا ههههه ههههه ههههه
اااااااااااااااهههههههههههههههههههه
مصاحبه با دو شخص دوست داشتنی....لیدی نوار و مستر باگ!!!
شنبه ۱۳۹۹/۰۳/۳۱ 14:7
نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 |
لیدی نوار و مستر باگ هستیم سوالی داشتید در خدمتیم.
لیدی نوار:البته بعد از این که موهای ایشون رو بافتم.
مستر باگ:آره راست میگ....آی یواش دردم اومد
لیدی نوار:خیلی خب تو ام
داستان جدید دارمممممم
نام#محکوم به عداب
ژانر#عاشقانه، کمی غمگین
اوپینگ#فارسی
بنر ندارم شما درس کنین اگه خواستین بفرستن
......
امروز می زارمش
سلام لاوانم
من نمیدونم داستانم رو بزارم یا نه خودم نمی خوام ادامه بدم
ولی نظر شما فوق العاده برا من مهمه
خب نظر سنجی رو می زارم
داستان رویای من چطوره ایا ادامه بدم؟؟؟؟
1-عالییییییی لطفا ادامه بده*^*
2-خوبه حالا ادامه بده0-0
3-بده دیگه ادامه نده
4-افتضاحه خواهشا دیگه ادامه نده حالم بهم می خوره
خب گزینه ی مورد نظر خود را در نظرات به ثبت رسانید![]()
ملودی:![]()
ملودی : من از عوض این خل و چل(من اینجام/ملودی : خب باش به من چه
)از شما خدا حافظی می نمایم![]()
با بای![]()
های گایز
براتون ادرس پیج اصلیه اصلی توماس( کارگردان)جرمی( توسعه دهنده )میراکلس اوردم
حتما یه سر بزنید خیلی جالبههههه!
پیج اینستا جرمی
https://l.instagram.com/?u=http%3A%2F%2Fwww.zag.world%2F&e=ATOCglrS86LtOzMUA9nBRnNjbzC--qKbc44cIhrA0uUiXeP0y7JaJNYz4HweV0cHU8RqwKGnb_iyDTX4&s=1
پیج اینستا توماس
https://l.instagram.com/?u=https%3A%2F%2Ftwitter.com%2FThomas_Astruc&e=ATMz6igTeGHoy-BHNw2NDwcPn_oPnm_SHjnasCT6j5jKIe6yUVNljZM27llxNRGhljTQj-Issryd2cZp&s=1
نظر بدید بازم بزارم
( ادرس اینستا:عوامل میراکلس و شخصیت ها رو هم میدم )
اگه ندید نمی زارم


بوس بوس باییییی
دوباره اومدم با پادت جدید....
راستی اون وب هم که گفتم .... گفت که از کجا کپی کرده ......منم اشتباهی فهمیدیم......ببخشد
خب بگدریم
با کلافگی از باغ اون خونه بیرون رفتم به خیابون رسیدم
یا خدا اینجا کجاس
من کدوم وری برم
برم از ملودی......
نه ولش کن من تا حالا محتاج کسی نبودم و نخواهم بود
بهتره همینجوری راه برم بلاخره میرسم
بیخیال تو پیاده روی خیابون راه افتادم
که پشت سرم یه صدای خنده آشنا شنیدم
.......
اون.....
اون صدا......
اون صدای خودشه......
دلم میخواست برگردم و نگاهش کنم.....
ولی میترسیدم.....
اگه منو ببینه واسش غریبه باشم......
با شنیدن صدای خندش دلم گرفت
سرمو پایین انداختم و کلاه هودیمو جلو تر کشیدم
به پاهام نگاه میکردم و قدم میزدم
یاد خاطراتمون افتادم.....
من واقعا تنها بودم
هیچ پشتیبان و تکیه گاهی نداشتم
یه دختره شکننده بودم
به راحتی میشکستم
گریه کار شب و روز من بود
قتل مادر و پدر و خواهرم اونم جلوی چشمام منو ضعیف و ناتوان کرده بود
یه دختر کاملا حساس عین شیشه شکننده
نه کسیو داشتم نه چیزی
تا اینکه سه سال پیش
اون وارد زندگیم شد
با اولین نگاه عاشقش شدم
واقعا دوریش واسم عذاب آور بود
میخواستم هر طور که شده به چشمش بیام و ساده ترین راه دروغ گفتن بود
کریس پسر پولداری بود و به دخترایی عین من نگاهم نمیکرد
ولی من عاشق کریس بودم نه عاشق پولش....
اولین دروغی که گفتم این بود که من تک فرزندم و پدر و مادرم تو نیویورک زندگی میکنن دومین دروغم این بود که منم دختر پولداریم و در آخر اشتباه ترین کاری که در طول زندگیم انجام دادم این بود که بخاطر پولدار جلوه دادنم به کار دزدی دست زدم.....
لباسای قیمتی میدزدیدم
جواهرات
کیف و کفش
ولی همه ی کارام بخاطر اون بود
حتی به دزدی دست زدم
شده بودم یه دزد ماهر
کم کم بعضی از وسایلی که میدزدیدم رو فروختم و با پولاش یه خونه خریدم
تو فکر کن چه چیزای قیمتی بودن
.....
کم کم شد تکیه گاهم
کم کم شد پشتیبانم
کم کم شد الهامم تو زندگی
اونم کم کم عاشقم شد
اونم منو خواست
اونم منو دوست داشت
همیشه میگفت عاشق تیپمه
عاشق سیاه پوشیدنم
چون سیاه بهم میاد
همیشه میگفتم رنگ سیاه رنگ مورد علاقمه اونم دروغ بود
سیاه نشونه ی عذای منه
......
همه چیز عالی بود تا اینکه.....
تو دزدی گوشی اون منو دید....
اون لحظه فقط خواستم بمیرم.....
فقط میخواستم بمیرم....
( پایان )
برای پارت بعد 5 ، 6 تا نظر بسه![]()
دیگه اون مثعله کپی رمان رو هم کش ندین لاوام![]()
![]()
سلوم ... سلوم
ای باباامن با این مرض بلاگ مشکل دارم...یک_چطور پوستر بزارم؟...پوستری که آدرس اینترنتی نداشته باشه دوستان...یه راهنمایی کنین...لطفا...بعد اینکه من بیکارم دارم چرت و پرت میگم ( خودمم می دونم )...ولی چند تا از تئوری های فصل 4 رو آوردم...امیدوارم به دردتون بخوره
تئوری یک:
هممون می دونیم در قسمت آخر فصل 3 مرینت فکر می کنه آدرین کاگامی رو دوست داره..پس یواش یواش علاقش به اون کم میشه و از طرفی هم کتنوار قبول میکنه که لیدی باگ نمی تونه اونو به عنوان زوج قبول کنه...پس تئوری ماریکت پیش میاد!احتمالا میدونین که لیدی باگ به شدت به اینکه کتنوار دیگه اونو مای لیدی صدا نمی کنه حساس شده و به کاگامی که به کتنوار نزدیک شده حسودی میکنه!₩هممون هم میدونیم آدرین یه زمانی عاشق مارینت بوده ولی نمی خواد لیستش بلند بالا بشه!(لیستش:لدی باگ،کاگامی).
نمیدونم چند نفرتون تا الآن اینستاگرام های آلیا و مارینت و آدرین رو دیدین،خیلیا فکر می کنن اینا فقط برای سرگرمیه...اما یه چیزی بزرگتر از این حرفاست!اگه توی اینستاگرام مریینت توجه کنید ماری خیلی وقته دیگه از آدرین پست نمیذاره!از طرفی مرینت جزو آدماییه که چیزای سخت رو دوست داره!یعنی دوست داره به دست نیافتنی ها دست پیدا کنه...اگه کتونوار در قسمت آخر به ماری توجه نکرد و ماری اونو بغل کرد دلیلش همین بود!% توی آهنگ دیوار بین ما اونا از احساسات ناگفتشون میگن..وقتی آدرین میگه:من نمی تونم عاشق اون باشم اون طبیعتا باید عاشق کاگامی و لیدی باگ باشه ولی داره عاشق مارینت میشه!و وقتی مارینت میگه:دلم میخواد از روی پشت بوم ها فریاد بزنم...یعنی دارم متوجه میشم عشق من کتنواره!ولی بعد توی شعر میگه..هنوز وقتش نیست و این یه لحظه نیست!چون عشق ما یک لحظه نیست.... و حالا میرسیم به دلیل بزرگتر..توماس آستروک هیچ وقت دوتا چیز رو تو یه ایپیزود نمیذاره...توی کت بلانک آدرین فهمید لیدی باگ کیه و عاشقش شد...چیزی که دارم میگم اینه که ما قبلاکشف هویت آدرینتی...لیدیرینی و حتی لیدی نواری را دیده ایم.پس امکان نداره که کشف هویت یکی از این شیپ ها باشه..( دخیخا )
تئوری میراکلس ها
توی قسمت آخر هویت تمام قهرمانا به جز لیدی باگو آدرین مشخص میشه...پس همشون عوض میشن!کلوئی احتمالا به گروه حاکماث به پیونده..و هممون میدونیم قطعا کویین بی نیست...پس دو تا احتمال وجود داره...دختری به نام آرورا(هوای توفانی)و یک دختر که در فصل جدید هست و ریتم نام داره که از برزیل اومده(نکته:3 تا آدم جدیدمیان که فقط ریتم معلوم شده...البته بریجت (کازین مارینت که معلوم نی دختره یا پسر )و شیلی کازین کاگا می گم هس) خب این از این...میریم سراغ روباه...شاید واقعیت تلخ باشه ولی از اونجا که ولپینا ی اصل بسیار شبیه لایلاست پس احتمال داره لایلا قهرمان روباه باشه!(البته معلوم نیست .. چون گفته شده میراکلس حاکماث برای چند ساعت دست لایلا میفته)قهرمان موش هم میلن هست..قهرمان ببر هم جولیکا...دوستان اگه خوشتون اومد بگین بازم بزارم اگه هم نه که .... بازم بگید
بابایییی
بچه ها ببخشید واقعا من سرم شلوق,شده ولی احتمال داره فردا براتون بزارم داستانو
.jpeg)
خب حر سوالی دارید در خدمتم البته من رو هم میتونید از کشتن ادرین منصرف کنید اما راضی کردنم خیلی سخته تا که اکوما رو تحویل بدم
خب باید بگم اصلا با نام میرای نظر نمی دم پس هر نظری که با اسم میرای هست من نیستم من با یه نام دیگه نظر میدم نویسنده ها اگه نظری با اسم میرای میبینید حذفش کنید لطفا
اون من نیستم من تو عمرم به جز یه بار که در خواست ساخت امضا دادم با اسم میرای نظر ندادم خیلی اعصابانی ام از کسی که با اسم من نظر میده![]()
![]()
یه عکس ترسناک و پر مفهوم:

دیگه چیزی نمونده ما هم اینطوری بشیم
یا دسته کم دیگه شدیم:/
قرار یه داستان بزارم که اسمش رو هنوز مشخص نکردم...
در مورد مرینت هستش که یه پرنسس ، پرنسس روشنایی مرینت در طول یه اتفاقاتی عاشق ادرین میشه که شاهزاده تاریکی و......
خیلی جالبهههه!!!!*
پوستر و اوپینگ هم داره
خبر دار باشین
...
اگه دوست دارین بگید دیگه
کی ارزو کرد کنسل شد÷÷

سلام.این منم،مایورا و در حالت عادی،منشی آقای آگرست یعنی ناتالی.سوالی دارین بپرسین و منتظر جوابش بمونین...
هی بچها منظورم تو داستانه
نه واقعنی تو داستان ایاتو ایاتو و اوسوی ازدواج نکردن
به نظرتون داستان مدرسه خوناشام ها رو ادامه بدم ؟
توی نظرات بهم بگین
سلام سلام به گل دختر ها و گل پسر ها
ادامهی مطلب
کسایی که عکس گذاشتن و اصلا اهمیت ندادن قالبو به هم ریخته :////
درستشون کنین وگرنه خودم دست به کار میشم :|
و یا اصن عکس نزارین یا میزارین درست بزارین ://
منم بیکار نیستما!!
الان دارم حرص میخورم که بالابر اومده وسط قالب >:((
ایدش مال خودمه کپیم صد در هزار حرومه :|~
نالیا

ایوان

لینا

سپیده

غزاله

ویانا

یومیکو (#شیپ_با_سپیده 😂😂 )

فعلا همینان
و عزیزان من شخصیت نمیپذیرم پس لطفا درخواست ندین ^^
فردا پارت اولو میدم
ببخشید
ادامهی مطلب