🌈زندگی از نگاهی دیگر همراه بارعشق2 🌈(ویرایش شده )

چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۲/۱۷ 21:25

نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 | موضوع: ༺رمان زندگی از نگاهی دیگر همراه با عشق༻ |

 مری: مامان نگو فرو زه شدم بدبخت من 

مامان :نه بابا خدا نکنه

مری :نکنه ازت خاستگاری کرد (با مسخره بازی گفتم)

بابا : چییی؟

مری :بابا شوخی کردم

بابا :اها

مامان :قراره بری خوابگاه

مری: نه من قبلا هم گفتم نه

مامان :گریه نکن خوشگلم

مری:مامان ترو خدا این قضیه رو ول کن 

مامان بغلم کرد و گفت

مامان عاشق شو  و بعد هم زندگی رو از نگاهی دیگه ولی همراه با عشق نگاه کن

مری:مامان تو که میدونی من از این که هی همو بغل میکننو میبوسنن بدم میاد 

مامان گفتم بدو نی اشکال نداره عاشقشی

مری : ممنونم مامان ولی مطمئن باش نمیشم

مامان حالا به حر حال من و پدرت صبح با وسایلت میبریمت

رفتم که وسایلت رو جمع کنم و ...

لطفا نظر بدین که ادامه بدم یانه  هر چند تا که آیا لیاقتمع بدین 

ممنون خوندین 

واین که هر پست یک تم داره این قسمت تمش رنگین کمان بود قبلی هم تاج