زیباترین قتل..

سه شنبه ۱۴۰۰/۰۳/۱۸ 17:2

نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 |

سامانتا _ قراره چ گدهی بخوریم

میخوام همین العا یکی رو پیدا کنی که بتونه ب سیستمشون نفوذ کنه..

_شوخی میکنی؟ چطوری قراره؟ 

چتر و ب طور تحدید واری زیر گلوش میبرم:خودت باید ی کاریش کنی..

بالابرو میزنم بیاد بالا ک بلای جون هممون ظاهر میشه..

اینجا چیکار میکنی

میره عقب.. ی بچه بشتت قایم شده بود..

شوخی میکنی اگراست؟ ی بچه اینجا چیکار میکنه..؟ 

-زیادم بچه نیست..ی نوجوونه

هر خری..حالا چرا اوردیش؟

-میدونم که دنبال ی هکر میگردی..!

خب؟نکنه ی الف بچه میخواد بره تو سیستمشون؟نکنه میخوای هر دومون همینجا بریم رو هوا؟

-همین بچه کل سیستمایی ک به ما دسترسی داشتنو قطع کرد..

بامن جرو بحث نکن خودت یکاریش کن تا فردا که افتاب بالا زد میخوام هرچی خواستم اماده باشه..

سوار بالابر شدم و داشتم میرفتم پایین ک دیوونه ای گفت گرچه خیلی اروم اما کوچکترین چیزی نمیتونست از من دور باشه..

طبقه ی پایین ، کلاهمو از چوب رخت اویزون کردم..

حالم داشت از بود گند فاضلاب بهم میخورد..

امروز یه شوی مستقل ک کالکشن پایزه ی برندی ک توش مدل بودم داشت..که ما قرار بود اونو تبدیل کنیم ب تبادل اطلاعات..ی اطلاعات فروش ک قرار بود هم اطلاعات بفروشه هم بره توی زندون ب امید اینکه شاید من ازاونجا بیرونش بیارم..

ی دست لباس گرانچ از توی رختکن بیرون اوردم