دوراهی ذهن مریض من..

شنبه ۱۴۰۰/۰۳/۰۸ 15:58

نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 |

صبح مثل همیشه از خواب پامیشی بعد از کارهای روتینت ، میری اشپزخونه و در یخچالو باز میکنی و ی یادداشت پیدا میکنی با ی چیزی ک لای ی پارچه پیچیده بود، بعد کلی کلنجار با خودت یادداشت و اون شئ رو برمیداری 

:

میدونم ک تفنگ دست دیگته، توی تفنگ سه تا فشنگ داره که ب طور یکی در میان گذاشته شده و تا وقتی که تمام فشنگ ها خالی نشه نمیتونی داخل خشاب رو ببینی ،

تو میتونی با تفنگی ک دستت داری سه نفرو بکشی اما بعد هر شلیک مجبوری ی شلیک ب طرف خودت کنی مگرنه چ بخای چ ن میمیری  یا اگه میخوای بیخیال تفنگ شی یکی از مهمترین افراد زندگیتو که برات عین مواد مخدر میمونه رو از دس بدی:|>>>>>>>

شما قراره کودومو انتخاب کنین؟

.

.

‌.‌

حتی فازمم نمیدونم...😐👌💔