
صبح مثل همیشه از خواب پامیشی بعد از کارهای روتینت ، میری اشپزخونه و در یخچالو باز میکنی و ی یادداشت پیدا میکنی با ی چیزی ک لای ی پارچه پیچیده بود، بعد کلی کلنجار با خودت یادداشت و اون شئ رو برمیداری
:
میدونم ک تفنگ دست دیگته، توی تفنگ سه تا فشنگ داره که ب طور یکی در میان گذاشته شده و تا وقتی که تمام فشنگ ها خالی نشه نمیتونی داخل خشاب رو ببینی ،
تو میتونی با تفنگی ک دستت داری سه نفرو بکشی اما بعد هر شلیک مجبوری ی شلیک ب طرف خودت کنی مگرنه چ بخای چ ن میمیری یا اگه میخوای بیخیال تفنگ شی یکی از مهمترین افراد زندگیتو که برات عین مواد مخدر میمونه رو از دس بدی:|>>>>>>>
شما قراره کودومو انتخاب کنین؟
.
.
.
حتی فازمم نمیدونم...😐👌💔