
میدونستم حرفایی که میزدی بهم آسیب میزد چیزی نگفتم
میدونستی حرفات بهم آسیب میزنه ولی ته همشون فیک اسمال گذاشتی
میدونستم باید حرفاتو به چپ بگیرم ولی تظاهر کردم
تو میدونستی حرفات به چپم نیست و تظاهر میکنم
میدونستم هر روز هیتا بیشتر از دیروز میشه
میدونستی که میتونی تو یه روز صد تا هیت بدی و دادی
میدونستم وضعیت هیت ها بدتر میشه و روم اثر میذاره
میدونستی اگه هیتای زیاد تری بدی روم اثر میزاره
میدونستم تا یه جا میشه تظاهر کرد و بعد آشکار میشه
میدونستی که بعدش تحملم تموم میشه
میدونستم طرف از رو حسادت این کارو میکنه
میدونستی از حسادته ولی دلیلتو با چیزای چرت پوشوندی و گفتی نه
میدونستم بعد اینا قوی میشم و دیگه تظاهر نمیکنم به چپمه چون واقعا برام اهمیتی نداره
میدونستی که بعدا هیت هات دیگه اثر نداره و ازش میترسیدی
میدونستم کاری نداری که هیت میدی . یه آدم علاف و بیکار !
میدونستی این کار از رو بیکاریته برای همین گفتی بزار بقیه رو خورد کنم تا سرگرم بشم
میدونستم کارماش به خودت برمیگرده پس اهمیتی نداشت
میدونستی کارماش برمیگرده ولی بهش اهمیت ندادی !