(از زبان راوی)
آلیا صبح زود میخواد بره دنبال مرینت که ببینه این دختر بلایی به سر خودش نیاورده و هم خودش یه بلایی سرش بیاره که میبینه مرینت و آدرین میخوان هم رو ببوسن سریع گوشیشو در میاره و فیلم این دو نفر رو میگیره به نینو هم پیام میفرسته که بره شیرینی به تعداد بچه های کلاس بگیره، و به بچه های کلاس هم پیام میده چه اتفاقی افتاده و یه جشنی برای این مناسبت برای مرینت و آدرین بگیرن نینو یه مقدار دیر متوجه پیام میشه و تا شیرینی ها حاظر بشن طول میکشه برای همین آلیا از دست نینو عصبانی بود!
وقتی مرینت و آدرین وارد کلاس میشن دهن باز میمونن بچه های کلاس هم کل کلاسو عاشقانه تزئین میکنن و
کلی گلبرگ گل رز رو سرشون و همه جا میریزن
همه بچهها با هم :روز رسیدن شما به هم دیگه مبارک!
دست جیغ هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ادرین و مرینت:واوووووو
ادرین:از همگیتون ممنونم خیلی زحمت کشیدید!
مرینت :من واقعا نمیدونم چی باید بگم!!
نینو:شیرینی ها رسید!!!!
آلیا :شانس آوردی! اول برای این دو تا مرغ عاشق بگیر شرینی عشقشون رو بخورن خخخخخ
(از زبان راوی)
نینو شیرینی رو پخش میکنه و همه داخل کلاس خوش حالن که آلیا...
آلیا :آهان وصل شد! بچه ها این هم از فیلم.
فیلمی رو که از مرینت و آدرین گرفته بود رو به سیستم کلاس وصل و پخش میکنه
مری و آدری :چی؟ الیاااااااااااااااااااااااااا کی تو این فیلم رو گرفتی؟
(راوی)
مرینت و آدرین سرشون رو پایین انداختن و هر دو مثل لبو سرخ شدن
رز:من واقعا براتون خوش حالم
میلن:مرینت رو بغل کردم بلاخره به کسی که دوستش داشتی رسیدی
جولیکا:امیدوارم در کنار هم خوش بخت بشید
لوکا:مرینت رو بغل کردم بعدش هم آدرین که داشت چپ چپ نگاهم میکرد ولی بعدش فهمید که منظوری نداشتم، اخماش باز شد.
خب حالا کی عروسی میکنین؟ من حتما یه آهنگ براتون درست میکنم
مری و ادری:خیلی ممنون لوکا لطف داری
ادرین :آلیا که فیلم رو پخش کرد من ومری واقعا آب شدیم از خجالت لوکا هم که بحث ازدواج رو پیش کشید من همیشه تو رویا پردازی هام ازدواجم با لیدی باگ رو تصور میکردم ولی حالا خیلی استرس دارم تو رویا راحته ولی تو واقعییت فرق داره.
فعلا زوده لوکا جان ولی البته چرا که نه؟ حتما عروسیمون همه رو دعوت میکنیم!
مری:آدرین راست میگه شک نکنید و بعد دوباره رفتم تو حالت آب شدن
ازدواج با آدرین؟ وایییی!!
و بعد به صورت مارپیچی غش میکنه!
ادری:ا مرینت چت شد؟ از پس که خجالتی این دختر غش کرد، تکونش دادم به هوش اومد سرخ ترین رنگی که میتونید تصور کنید مرینت به همون رنگ شده بود!
همه بچه ها خندیدن از دست این مرینت