یه توضیح کوچولو*
سیمی ها(same) ی نوع موجوداتن ک ن انسانن ن روح ن خدا و همشون زاده ی ذهن کثیف خودمه😐💔 و مرینت و ادرین ( خدایی خیلی سعی میکنم اسمشونو نگم)
حتی اسمشم خودم از خودم در اوردم>:|
سیمی ها افرادی هستن ک ب دست شیاطین از مرگ نجات پیدا میکنن و زندگیه ابدی دارن امااااااا کل زندگیشون ب اختیار شیاطینه ینی اگه شیاطین بخوان میکشنشون و شیطانی ک اینا ر از مرگ نجات داده همون دوست مرینته ( همون رئیسش) ک با رئیس اگراست برادر دوقولوان ولی کاملا برعکسن اینها زمانهای خیلی قدیم سوگند خوردن ک همیشه تعادل رو بین شیاطین ایجاد کنن برای همین سیمی ها رو به وجود اوردن ینی کلا ذهن این دوتا برادر از ذهن منم کثیف تره:|
وقتی افراد میمیرن شیاطین روح اونها رو بین دنیای واقعی و ۳ جهان مواضی نگه میدارن تا ب تکامل سیمی ها برسم بعد سیمی ها وارد بدن یگ انسان مرده میشن و ذهنشونو ب دست میگیرن در واقع شیاطین سیمی ها رو کنترل میکنه و سیمی ها انسان ها رو
حدود چند هزار سال دوشس لی لی بزرگترین و پر نفوذ ترین و اولین دوشس مجرد توی کل امپراطوری بوده ک خالصانه عاشق ی دوک مجرد میشه مردم این رو یک کلاغ چهل کلاغ میکنن ک ی دوشس عاشق ی دوک پایین مقام و ورشکسته شده
ب خاطر تهمت های زیاد لی لی نمیونه ب زندگیه عادیش ادامه بده و افسرده میشه حدود ۲ سال بعد لی لی از رودخونه ی بزرگ امپراطوری خودشو پرت میکنه اما همون لحظه از شانسش دوکی ک خالصانه عاشقش بود اون و میبینه و برای نجاتش اونم میپره توی اب ب لی لی میرسه و بغلش میکنه ولی فشار اب چون خیلی زیاد بوده هر دو عاشق میمرن و دو برادری ک دوقولو بودن هم از دست سرپیچیه شیاطین خسته میشن و با هم سوگند می خورن ک این وضع رو درس کنن برای همین سیمی ها ک کلا ۴ نفرن رو ب وجود میارن ک دوشس لی لی و دوکی ک لی لی عاشقش بود دو نمونه ی اولی و ازمایشی میشه و سر انجام اینها واقعا سیمی میشن و ب عنوان دو عتشق سیمی زندگی میکنن در واقع کار سیمی ها ب قتل رسوندن شیطینین ک تبعید شدن اما بازهم انرژی منفیشون روی زمین تاثیز میذاره هستش
اما بعدا این دوتا ب خاطر اختلافات دو برادر دوقولو جدا میشن و العا مجبورن ب دستور دو برادر جدا شن•-•....
نظر بدین بوس
بای
😐🍜💔