
هار هار هار 😐🥺💔
ژانرشو خودم دوس دادم پس تا ته ته تهش میزارم🙂💔
یه تیکه از یه سناریوش:
کیف پولمو باز کردم، این بهترین فرصت بود اما... بادی که از میون موهاش گذشت و نوری که صورتشو روشن کرد ، مانع شد که چاقو رو از وسط کیف پول بردارم ، من،چم شده بود ، قاتل ها وقتی می خوان یکی رو بکشن ، احساساتشون و خاطراتشون رو هم با طرف میکشن، من، منی که معروفم به رز سفید چرا نمیتونم حرکت کنم؟؟؟؟
قراره شنبه ها و سه شنبه ها پارت بدم •~•