اعتراف میکنم از وقتی ارمی شدم بایسم تهیونگ بود
اعتراف میکنم ب دست دوستام زیاد اسکل شدم
اعتراف میکنم وقتی مث ادم نمیاین تو گفتینو زر بزنین میخام جرتون بدم :|
اعتراف میکنم اولین باری ک کلمه کصخلو ب کار بردم جلوی سپیده هنوز پاستوریزه بود ترسید :|
ولی الان ب هیچ ورش نیس حرفای من :|
اعتراف میکنم مچ ی اشنای قدیمیو گرفتم ک فک میکردم دوستمه :)
اعتراف میکنم ذهنم از چیزی ک نشون میدم مریض تر و منحرف تره :|
اعتراف میکنم وقتایی ک حوصلم سر میره میرم وبای دلنوشته میخونم :|
اعتراف میکنم ی مدتی خیلی دنبال کاپ بودم :|. .
اعتراف میکنم هنوزم سر قضیه دازای و سپیده عذاب وجدان دارم :|
اعتراف میکنم قبلا خیلی تباه بودم :|
اعتراف میکنم دارم از استرس میمیرم برای معدلم :| خودم میدونم ریدم :|
اعتراف میکنم زیتون با دلستر میخورم :| (با هم نه جدا جدا :|~)
اعتراف میکنم موارمی شدم :|
:|