چالش اعتراف 👁👅👁

دوشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۰۸ 3:39

نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 |

1 . اعتراف میکنم از ساعت ۱۲ داشتم به گذاشتن این پست فکر میکردم و ساعت ۳ اومدم بزارم که دیدم بلههههه اولت گذاشتتش 😐💔💔💔 

2 . اعتراف میکنم خیلی منتظر این چالش اعتراف بودم 😐✨

3 . اعتراف میکنم یه بار با اسم یکی از خواننده ها که اسمش هانا بود ، اومدم نظر بدم ساعت ۴ صب . دادم ، ولی بعد پشیمون شدم پاکش کردم . ولی تو آموزش وب تکونیم معلوم شده بود و با اون اسم ازم جعل کرده بودن 😐 آخه ودف ؟ 😐

4 . من با فحش ابراز احساسات میکنم 😐 مثلا یه دفعه میگم خیلی عنین 😐 یعنی خیلییییییییی عاشقتونم 😐...

5 . خیلی حرفا برای گفتن دارم ولی شنونده ندارم .

6 . شنونده هم داشته باشم حرف نمیزنم . بیشتر دلم میخواد گوش کنم .

7 . بدم میاد غزلو به اسم دیگه ای صدا کنم 😐✨

8 . عاشق بغل کردنماااا . ولی از اینکه پوست یکی به پوستم بخوره چندشم میشه 😐 مخصوصا وقتی با طرف دعوا و بحث هم داشته باشم 😐😐😐

9 . خیلییی چیزا میخواستم بگم در مورد همه چی . اومدم یه وب بزنم ، گفتم میان میگیرنم میبرنم زندان نزدم 😐💔

10 . اعتراف میکنم خیلی دلم برای جو و نویسنده های اسفند تا تیر تنگ شده .

11 . دو ساله که آهنگ سنیورینا رو گوش میدم و عاشقشم . 

12 . آهنگ سنیوریتا رو از وب تانیا پیدا کردم و بیشتر خاطراتام با اون آهنگه . هر وقت به اون آهنگ گوش میدم و به خاطراتم قبل از وب زدنم یا وب تا موقع تیر فکر میکنم ، خیلییی دلم تنگ میشه در حدی که گریم میگیره .

13 . خیلی وقتا میخوام گریه کنم . حالا چه با دلیل یا چه بی دلیل . ولی جا ندارم 😐 

14 . هر تستی تو این چند وقته دادم ، گفته افسرگی متوسط یا خفیف داری 😐💔

15 . دلم برای مدرسه و دوستام تنگ شده .

16 . دلم برای تقلبای امتحانای حضوری تنگ شده . 

17 . استاتوسای واتساپمو سوگند دیده ؛ با هر کدوم از چیزایی که عکس گرفته بودم برای چالشی که خودم ساختم ، خیلیییی خاطره دارم و دلم براشون تنگ شده .

18 . ما تو بهمن پارسال ، آزمون فرانسه داشتیم ( یکی از کلاسامون فرانسه بودش ) . 21 نفر دانش آموز بودیم . هرررر 21 نفرمون داشتیم تقلب مینوشتیم و با چند تا میز پشتی هماهنگ میکردیم و جا سازی ها رو درست میکردیم . حتییی چاپلوسا و درس خونا 😐 یه بارش معلم کاغذا رو یادش رفت ، یه بارشم خورد به ۲۲ بهمن 😐 بعد اونم که کرونا و دیگه هیچی 😐 اعتراف میکنم هرچییی که میدیدن تو کیف و دفتر و جامدادی توی تراش و پشت خط کش و هرجا که فکرشو کنین ، کاغذ تقلب بود و از معلمه نمیگذرم 😐 بابا ما این همه وقت برای نوشتن و برنامه ریزی و جاسازیشون کرده بودیم لعنتیییی 😐😐😐😐 من اون آزمونرو میخواستم برام خیلییی خاطره میشددددد 😐😐😐😐😐 هنوزم کاغذای تقلب به خیلی وسیله هام هست دلم نمیاد بندازمشون دور 😐💔

19 . اخلاقم چند باری تغییر کرد . و الان ترکیبی از اخلاقای خیلیاست 😐

20 . معتاد آهنگم 😐 

21 . خیلیییی دوست دارم با پسرا دوست معمولی با حتی دوست صمیمی باشم .

22 . اعتراف میکنم عاشق رقص غزل شدم .

23 . اعتراف میکنم وقتی یکی میگه هیچ کسی نمیتونه تو بحث با غزل ببره ، خیلی حال میکنم چون 75% از بحثای من و غزل ، برندشون منم .

24 . اعتراف میکنم دوست دارم با همه ی نویسنده ها حرف بزنم و دوست باشم ولی نمیشه 😐

25 . اعتراف میکنم کرونا باعث شد اکیپمون تشکلی بشه و همدیگه رو بهتر بشناسیم و با هم خیلی حال میکنیم .

26 . عاشق کرم ریزیم .

27 . از هر کوفتی اسکرین شات میگیرم 😐 خیلییی وقتا به دردم خورده 😐 

28 . امروز فهمیدم کارت حافظم پر شده . یه ساعت پیش هم خود حافظه گوشیم پر شد 😐💔

29 . خیلی دوست دارم غزلو از نزدیک ببینم و یه روز با این گوساله باشم 😐

30 . اعتراف میکنم وقتی اسرا استوری های اینستا رو میبینه ، یه جوریم میشه 😐 حس مالکیت بهشون دارم 😐 اخه همشششش استوری میبینم . ولی بعد به خودم میگم حرفم اصلا عقلانی نی 😐 

پ.ن : تورو خدا اسرا استوری های سایه و تینفیلینگ و پریسا و اون چنتایی که دقیقا اول میادو نبین . من اگه در روز استوری هاشون رو نبینم میمیرم واقعااا 😐💔

31 . اعتراف میکنم این چند وقته اسرا تو اینستا وقتی یه کامنت میده که خیلی ریپلای بهش میخوره ، میرم ببینم چیه ولی سر در نمیارم یا کامنت اولی رو پیدا نمیکنم که بفهمم چی شده 😐

همین دیگه 😐✨