رمان عشق اشتباهی پارت 6

سه شنبه ۱۳۹۹/۰۸/۲۷ 22:49

نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 |

 صبح روز بعد 

مرینت:

_ وای تیکی حسابی دیرم شده دیشب تا نزدیک صبح بیدار بودم ... وااااااااای ببین آلیا چقدر زنگ زده بدو تیکی امتحان این زنگه واااایی

+ مرینت من که کاری ندارم خودت داری دور خودت میگردی 

_ چی؟؟ اره. ولش کن. نمیدونم. اهههه بریم دیگه

مدرسه:

*دختر کجا بودی ؟؟

× بچه ها ساکت کیم بیا برگه هارو پخش کن 

_ حالا خدا رو شکر به موقع رسیدم برا امتحان

* نگاه کن مرینت انگار ادرین خوابه!! هی پسر پاشو نکنه خوابیدی

× چی چیشده امتحان شروع شد 

* بله بدو الان برگتو میدن جناب عالی خواب بودین

_ بسه دیگه هاااا ( خمیازه)چقدر خوابم میاد 

* شما دو تا امروز چتونه همش خوابین

خ

راسی یادت نره قضیه اون پسر مرموز رو برام تعریف کنی

_ هیسسسس آلیا پسر چیه اصلا پسر نیس

ه* کاملا مشخصه

× ساکتتتتتتتت

کمی بعد:

ادرین:

_ به نظرم امتحانو گند زدم نینو 

+ بله دیگه وقتی که تازه نصفه شب میفهمی امتحان داری همین میشه

_ ببین مرینت و آلیا کجا میرند یه چیزی در مورد پسر مرموز گفتن بریم ببینیم چیشده

+ تو که فوضول نبودی ادرین نکنه خبریه

_ چرت نگو نینو بدو رفتن 

+ من الان نمیتونم بیام بعدا برام بگو

رفتم قایم شدم ببینم چی دارن میگن که شنیدم مرینت گفت:


آلیا خواهش میکنم مساله مهمه کسی نباید بفهمه بعد از مدرسه برات توضیح میدم یکم صبر داشته باششش


_ پلگ به نظرم بعد از مدرسه باید بریم ماموریت

+ ادرین بگو بگو که بیخیال لیدی باگ شدی

_ مسخره نباش من فقط...

+ خیله خب ولی بهت بگم یه روزی میفهمی اشتباه کردی که دیر شده

_ منظورت چیه؟

+ فقط میگم راجب مرینت بیشتر فکر کن

بعد از مدرسه:

_ پلگ بهتره تغییر شکل بدیم تا اگه دیدنمون زیاد گند نشه

رفتم پشت چند تا درخت و تغییر شکل دادم. مرینت و آلیا روی صندلی تو پارک نشسته بودن تا جایی که میتونستم بهشون نزدیک شدم تا بشنوم چی میگن درست بالا سرشون رو درخت بودم معلوم بود مرینت هول شده . منم میخواستم ببینم در مورد کی میخواد حرف بزنه

( ندای درونه احمقش) : ادرین بس کن تو به مرینت چیکار داری تو هیچ علاقه ایی نسبت به اون نداری 

_ ولم کن بابا من فقط فوضولیم گل کرده

گوش هامو تیز کردم تا حرف هاشونو بشنوم


+ زود باش مرینت بگو بگو دیگه

_ خیله خب آلیا یواش تر من میدونی خب...

+ أههههه نصفه عمرم کردی زود باش کاری نداره که الان برات هجیش میکنم بگو: ک ه.  ب ی خ ی ال.  ا د ر ی ن.  ش د ی.


اینو که گفت هنگ کردم یعنی مرینت عاعاشقق ادرینن بوده .ادرینم که منم یعنی یعنی کیه که از من بهتره اه چرا زود تر حواسمو جمع نکردم منظورم اینکه 

داشتم همینجور با خودم کلنجار میرفتم که یهو آلیا زمزمه کرد:( مرینت لوکاس؟)

اعصابم خورد شد یعنی چهههه فقط میخواستم جواب ممرینت رو بشنوم که یهو شپلق 

افتادم جلو پاشون

.

.

.

.

.

بیا پایین.

.

.

.

.

.

.

.

.

پایین تررر

.

.

.

.

.

.

 

.

.

.

.

.

.رسیدییییی

.

 

.

.

.

.

باقیش واسه بعد😁😁

فوش ندیدنا کشوندمتون تا اینجا که بگم ..

.

.

.

.

خیلی کم نظر میدین منم کم میزارم زود کات میکنم😭😭