بازی سرنوشت پارت اخر
یکشنبه ۱۳۹۹/۰۲/۰۷ 13:42
نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 | موضوع: ༺رمان بازی سرنوشت༻ |و بالا سر آدرین نشستم گریه کردم
دیگه نمیتونستم
تیکی خال ها خاموش
گابریل که باورش نمیشد و حسابی تو شک بود زبونش بند اومده بود اول باید میرفتم خونه تا نگرانم نشن
آقای آگرست من میرم خونه شما زنگ میزنید میگید قراره برای طراحی بیام اینجا بمونم اینجوری کسی شک نمیکنه آدرین منتظرم باش برمیگردم
همه چی تبق نقشه پیش رفت
یه سری لباس و وسایل برداشتم به همراه باکس میراکلس
دوباره رفتم پیش آدرین بی هوش بود تبدیل به لیدی باگ شدم از لاکی چارم استفاده کردم ولی چیزی نیورد
حالا چی کار کنم؟
گابریل از شدت ناراحتی بیهوش شد ناتالی بردش اتاق خودش
حالا من موندم آدرین تبدیلمو برگردوندم باورم نمیشد
حالا چی کار کنم آدرین بیهوش بود که یهو چشماشو وا کرد اما این بار به جای چشمای سبزش که منو مست میکرد دو چشم قرمز ترسناک بود
ترس بدنو به لرزه در اورد
ادرین خوبی؟
ادرین:نه اصلا ولی میدونم چی حالمو خوب میکنه؟
خون تو تو واقعا خوشمزه ای
من/مری:ا ا ا در رر ین؟
منو محکم گرفت یه سوزش شدیدی تو گردنم احساس کردم کل بدنم درد گرفت خیلی زیاد
هر چی تقلا کردم ولم نکرد
ادرین تو خدا ولم کن آدرین بسه داری منو میکشی ولم کنننننننننننن
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
اصلا گوشش بدهکار نبود
واقعا کابوسی که دیده بودم به واقعیت تبدیل شده بود
چشمام بسته شد تنها حرفی که زدم این بود
جون باگابوت ولم کن
ولم کرد خیلی تعجب کردم رو این یکی نمیتونست نه بیاره
دوباره چشاش سبز شد
نشست و گریه کرد خودشو میزد موهاشو میکشید
دستاشو گرفتم که نکنه ناتالی و گابریل هم اومدن ولی خشکشون زده بود
و همین جوری گردنم خون ریزی میکرد
اما زورم بهش نرسید دوباره تبدیل شدم با یویوم بستمش
ادرین:پدر ناتالی گمشید بیرون نمیخوام ببینمتون اگه نرید خونتون پای خودتونه
گابریل و ناتالی رفتن بیرون
مرینت تو هم برو اگه اینجا باشی میمیری
نمیخام بهت آسیبی برسونم
من:عیبی نداره ما درستش میکنیم
این بار فقط آدرین خون آشام بود و پلگ خون آشام نشده بود
یه دستمال برداشتم روی گردنم گذاشتم آدرین تقلا میکرد بره ولی نتونست
که خودشو تبدیل کرد
کتاکلیزم
یویوم رو خرد و خاکشیر کرد
گرفتمش محکم منو به دیوار پرت کرد سرم خرد به گوشه کمد و خون ریزی کرد وقتی منو دید وحشت کرد بیهوش شدم
صبح بود چشامو باز کردم تو یه جنگل بودیم اینجا کجاست؟ وسایلم باکس میراکلس و وسایلی خودش هم بود داخل یه کلبه بودیم سرم خیلی درد میکرد
باند پیچی شده بود
این جا کجاست آدرین؟
ادرین:از معجزه گر اسب استفاده کردم ما تو جنگل سحر آمیز هستیم
جایی که خون آشام ها زندگی میکنن
خودمم نمیدونم چه طور شد اومدیم از کجا بلد بودم ولی انگار یکی راهو بهم نشون داد
پایان فصل دوم
با فصل جدید بر میگردم
فعلا![]()