خواننده عاشق پارت اخر
چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۲/۰۳ 10:52
نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 | موضوع: ༺رمان خواننده عاشق༻ |3 ساعت پیش قبل از عروسی از زبان مرینت
وقتی شنیدم ادرین قراره ازدواج کنه نمی دونم چی شد خیلی ناراحت شدم برای همین رفتم پیشش تا باهاش حرف بزنم یهو کاگامی عفریته زنگ زد و چیزی گفت و ادرین بهم گفت ببخشید مرینت من باید برم
زمان حال
ادرین نفسی کشید و گفت بل
یهو از وسط جمع لوکا داد زد کاگامی من هنوز دوست دارم (کاگامی گفت عزیزم منم تو رو دوست دارم )(یه زمانی لوکا و کاگامی با هم نامزد بودن اما به دلایلی از هم جدا شدن)
و بعد ادرین خیلی شرمنده شد و نشست پیش مرینت یهو دست مرینت و گرفت و گفت من می خواهم با مرینت ازدواج کنم اما برای اینکه حرص بخوره اینکارو کردم
مرینت ایا شما قسم می خورید در غم و شادی ادرین اگرست شریک بشید نفس عمیقی کشیدم و گفتم بله و گفت من شما را زن و شوهر اعلام می کنم
.........................بعد از 8 سال.........................
کاترینا
مامان بابا من می خوام برم خونه الکساندر
ادرین گفت با اون رابطه ای نداری
کاترینا گفت نه اون فقط یه دوسته
ادرین:نهههههههههههههههه
تمامید
خوب خیلی زحمت کشیدم دیه نظر بدید