خواننده عاشق پارت 4

سه شنبه ۱۳۹۹/۰۲/۰۲ 10:47

نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 | موضوع: ༺رمان خواننده عاشق༻ |

گفت شما باید باهم امشب کنسرت اجرا کنید ​​​​​​

پوففی کشیدم و گفتم باشه شب شد  و یه لباس خوشکل پوشیدم و و یکم ارایش کردم

از اونجایی که دوست نداشتم کفش پاشنه بلند بپوشم اما پوشیدم تا دوباره توسط خود شیفته ضایع نشم اول  من شروع کردم به خوندن بعد ازاینکه خوندم داشت حالم بهم میخورد می دونی چرا چون اون ایکبیری رو با لباس باز و ارایش تا زیر گوشش .بعد از اینکه نمایش تموم شد رفتم تو اتاقم نشستم رو تختم که یهویی.....

از زبان ادرین

قبل از اینکه بریم کنسرت اجرا کنیم یه قورباغه گرفتم و انداختم تو جعبه و گذاشتمش روی تخت مرینت کنسرت که اجرا کردیم رفتم نزدیک اتاق مرینت گوشمو به در چسپوندم  که یهو صدای جیغ گوش خراشی رو شنیدم و سریع پا بع فرار گذاشتم

و رفتم مثل همیشه کتاب بخونم 

که یهویی قبل از اینکه رو صندلی بشینم مدیر گفت اقای اگرست لطفا به دفتر مدیر بیا

 رفتم نشستم و به زور از مرینت معذرت خواهی کردم نزدیک بود گریم بگیره 

مارینت فهمید در چه حالم اومد پیشم گفت ببخشید نمی دونستم اینفدر ناراحت میشی

گفتم اشکال نداره و رفتم و گفتم من میرم کتاب بخونم که یهوویی از دور صدای مارینت رو از دور شنیدم بهش توجهی نکردم و رفتم وقتی رفتم کتاب مورد علاقمو برداشتم و مشستم رو صندلی بعد که خوندم نمی تونستم از رو صندلی پاشم بعد از مدتی نشستن روی صندلی مرینت با الیا و کلارا وارد شدن مرینت گفت من که بهت گفتم

قیافه ادرین:

قیافه الی و کلارا همراه با مری:

گفت برای اینکه از رو صندلی پاشی باید دستمو ببوسی و بگی ببخشید بانوی ستاره ی من معذرت میخواهم دیگه دیدم راهی نیست اینکارو کردم و یه سطل اب روم خالی کرد

یهویی مدیر داد زد و گفت آدرین اگرست و مارینت دوپان چنگ به دفتر من 

برا بعدی8تا من سر قولم هستم اگه نظرات 8 نباشه من نمی دممم