(نیروی عشق حقیقی)
(از زبان لیدی باگ)
با کت نوار رو پشت بوم یکی از خونه هانشسته بودیم و غروب زیبای خورشید بعد از نجات پاریس تماشا میکردیم که.....
(از زبان کت نوار)
با مای لیدیم غروب خورشید رو تماشا میکردم همین باعث میشد تمام خستگی روز از تنم بیرون بره آروم آروم دستم رو بردم پیشش انداختم دور کمرش و به خودم نزدیکش کنم اما طبق معمول دستم رو پس زد.
کت:بانوی من چرا منو دوست نداری؟ لاقل اسم کسی که دوستش داری رو بهم بگو
لیدی:کت دوباره شروع کردی، ولش کن
کت:چرا؟ نه دیگه تحمل ندارم اون کسی که انقدر دوستش داری تو رو دوست داره؟ اصلاً میدونه تو اونو دوست داری؟ اسمش چیه؟ بهم بگو
لیدی:وای دوباره گیر دادی ها! ساکت نشسته بودیم خرابش کردی نه نمیدونه. یعنی هر بار که میخوام بهش بگم نمیتونم جلوش دست و پامو گم میکنم،و اصلا به تو مربوط نیست اون کیه
کت:بد جور قلبمو شکوندی باشه از این به بعد دیگه نمیخوام کت نوار باشم، خودت پاریس رو نجات بده. بلند شدم خواستم برم که لیدی مانع شد
لیدی:چی کار میکنی؟ یعنی چی؟ کجا میری!
کت:ولم کن همین که شنیدی
لیدی:کت وایستا، صبر کن، باشه باشه بهت میگم خوب معروفه، موهاش طلائیه، چشماش سبزه، و یه مدله
کت:با حرفی که زد سر جام میخکوب شدم. معروف! موطلایی! چشم سبز! مدل! اینکه منم!. اسمش آدرین اگرسته؟
لیدی:آره خودشه خواهش میکنم کت بیخیال تصمیمت شو
کت:آآآ... درین؟ باشه معجزه گرمو کنار نمیزارم. یعنی لیدی عاشق منه! وای خدای من این که عالیه دارم بال در میارم (اون موقع میشی گربه بال دار 😀😀😆) من عاشق لیدی باگم و اون هم عاشق اون یکی شخصیتم یعنی آدرینه فقط باید بگردم دنبال کسی که شبیه به لیدی باگه و هویتش رو بفهمم دل تو دلم نیست
لیدی:کت چی شده؟ کجایی؟
کت:هیچی. دوباره لبخند رو لبم اومد برگشتم و از شدت شادی لیدی باگ رو بغل کردم 🤗🥰
کت خندید چرا اینجوری میکنه؟ یعنی چی شده؟ تو این فکرا بودم که کت منو بغل کرد.کت چیزی شده؟
کت:میخواستی چی بشه یعنی نه چیزی نشده فقط خیلی دوست دارم و به زودی تورو به دست میارم من باید برم خداحافظ بانوی من.....
پایان