*مرینت*
که یه سیلی جانانه از همون هایی که روز اول اردو به ادرین نثار کرده بودم به اینم نثار کردم
@تو به چه حقی منو میبوسی اخه ها به چه حقییییییییییییییییی(یواش بابا گوشم جر خورد / مری:اعصابم خیلی خط خطی سوگل تو شات آپ کن وگرنه میزنم شول و پلت میکنم / اوه اوه اوضاع خیطه الفرارررررررررررررررر جونتونو دوست دارید فرار کنید به دازایم بگید بیا اینجا مری کارتو یه سره میکنه / تو نرفتی که / اها راس میگی......الفرارررررررررررررررررر )
$آروم باش مری......(مری و کوفت مری و درد مری و مرض مری و ......استغفرالله )
@مری و کوفت مری و درد مری و مرض مری و......استغفرالله (
میگم مری / ها چیه / اون احیانا دیالوگ من نبود / نه مال من بود تو دزدیدیش / ممنانم واقعا / خواهش بازم خواستی از این کارا بکنیم بوگو / -__________________-)
فیلیکسو کنار زدم
داشتم میرفت سمت چادر کمی از اون درخت (همون درختی که فیلیکس مرینتو به درخت چسبوند و بعدشم بوسیده) دور شده بودم که.......
*ادرین*(یه نفر نقششو گفته بیود)
برگشتم سمت اون دو تا بعدش ماریا بعد اون دوتا بعدش ماریا(برادر من داری چیکا میکنی الان / بابا تنگدل میخوام وقتی مرینت و فیلیکس از هم جدا شدن و مری اومد این ور مارو ببینه / 0_________0 حرفی ندارم / بهتر / از خداتم باشه / اه برو میخوام نقشمو اجرا کنم / بای بای عزیزم ( اوا شدم اندر کسایی که سیب ممنوعه مینگرن میفهمن کیو میگم) / بای )
خب مرینت ازش جدا شد (توجه اون درختی که ماریا و ادرین پشت اون هستن دقیقا سر راه مری و فیلیکسه و ادرین نه بحثاشونو شنید نه دید که مری یه سیلی جانانه نثار فیلیکس کرد )
&*با حالتی زمزمه وار* ماریا امیدوارم بعدن منو ببخشی
#چ..........
*ماریا* (قحطیه آدم -____________-)
&*با حالتی زمزمه وار* ماریا امیدوارم بعدن منو ببخشی
وااااااااا این چی میگه خواستم ازش بپرسم ولی.......
#چ.......
لباش اجازه نداد حرفمو تکمیل کنم
اولالاااااااااااااااااا ادرین اگراست داره منومیبوسه خدا یکی منو بگیره غش کردم (بی جنبه -______________________-)
منم همراهیش کردم (اه اه اه اه اه چندش انگار خیلی خوشگله اه حالم بهم خورد )
*مرینت*
که موهای ادرینو پشت درخت دیدم (یا خدااااااااااااااااا
مری اونجا نریا
/ اونوقت چرا
/ چون امممممممم.......اها بچه های محل دزدن مری منو میدزدن نه صب کن اشتب شد.....اهم اهم *گلویش را صاف میکند*بچه های محل دزدن عشق ادری رو میدزدن عشق ادری رو میدزدن
[تو دلم:که خودش اونو به باد فنا داد
] / فهمیدم قرنطینه روت اثر گذاشته من دیگه برم / اوا نه مری صب کن / ها باز چیه / دو دیقه بودی حالا کجا میری تو بی ما مواظب دور و ورت باش میفهمیدی میخوامت ای کاش کاش کاش کاش کاش (مثلا اکو )/دیه واقعا زده به سرت من رفتم / یا خداااااااااا نه مری صب کن نرو ای خداااااا
)
اه این سوگلم تو قرنطینه مخش حسابی تاب برداشته ها حالا چی میشه مگه میرم ادرینو میبینم بهش میگم دوسش دارم و بعد همو میبوسیم بعدش با هم ازدواج میکنیم بعدش سه تا بچه ها با سه تا همستر اره بعدش......(اندر افکارات مری )
همینجوری داشتم با خودم میبردمو میدوختم که با صحنه ایی که دیدم همشون تاریک و سیاه شدن دلم میخواست همون لحظه بمیرم![]()
انگار یکی قبل از منواین کارارو کرده ^ماریا^![]()
پس بگو چرا سوگل یه ساعت دلقک بازی در میاورد تا من اینجا نیام (ممنانم واقعا حالا من شدم دلقک)(بلی بلی قدرم را برام....برات ناراحت شدم خیلی...
)
که یهو......
همونجور که میدونید بنده کرم داشته و جاهای حساس کات میکنم بلی ![]()
میدونم الان میخواید همتون رو سر ماریا و ادرین و مخصوصا فیلیکس خراب شین
من امروز باهاشون قرارگذاشتم ساعت5بعد از ظهر کلی بهشون نگفتم رو سرشون اوار میشم هر کی میخواد بیاد بگه با هم بریم (مری هم میاد تا دلش خنک شه چطوره؟؟
)
بعدی امممممممم...........80نظر
سکته نکنین باو صفرشو بردارید جون من هیچوقت صفر و ادم.....چیز عدد حساب نمیکنم ![]()
بدوئید بنظرید
باید بگم تا اطلاع ثانوی خبری از شیپ ادرینت نیس
تقصیر من نیس تقصیر شخصیت هاس
بای تا های![]()