عشق من پارت 1

شنبه ۱۳۹۹/۰۱/۳۰ 20:56

نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 |

مرینت داشت خواب میدید:آدرین به خودت بیا

آدرین در خواب:چون الان می دونم پدرم هاکماث هست می تونم با معجزه آسای لیدی باگ و کت نوار مادرمو زنده کنم لیدی باگ زود باش معجزه اسات رو بده

لیدی باگ:حتی اگه تو خوابم ببینی

آدرین:باشه خودت خواستی

مرینت از خواب بیدار میشود:وای چه کابوس ترسناکی

تیکی:چه خوابی دیدی مگه؟

مرینت:خواب دیدم آدرین از من متنفر شده بود و پدرش هاکماثه!اون می خواست با میراکلس من و کت نوار مادرشو زنده کنه بعد منو کشت

تیکی:خیلی ترسناک بود

مرینت لباسش را می پوشد و به مدرسه می رود

تیکی:مطمعنی که می خوای کادو رو به آدرین بدی؟

مرینت:البته که می خوام

آدرین:سلام مرینت

مرینت:س.س.سلا.سلام آ.آدری.رین

آدرین:نگران به نظر میای چی شده؟

مرینت:آدرین می خواستم این هدیه رو به تو بدم آدرین...

 

 

پارت بعد 3 کامنت

 

 

 

 

 

 

 

باگ اوت