مرینت داشت خواب میدید:آدرین به خودت بیا
آدرین در خواب:چون الان می دونم پدرم هاکماث هست می تونم با معجزه آسای لیدی باگ و کت نوار مادرمو زنده کنم لیدی باگ زود باش معجزه اسات رو بده
لیدی باگ:حتی اگه تو خوابم ببینی
آدرین:باشه خودت خواستی
مرینت از خواب بیدار میشود:وای چه کابوس ترسناکی
تیکی:چه خوابی دیدی مگه؟
مرینت:خواب دیدم آدرین از من متنفر شده بود و پدرش هاکماثه!اون می خواست با میراکلس من و کت نوار مادرشو زنده کنه بعد منو کشت
تیکی:خیلی ترسناک بود
مرینت لباسش را می پوشد و به مدرسه می رود
تیکی:مطمعنی که می خوای کادو رو به آدرین بدی؟
مرینت:البته که می خوام
آدرین:سلام مرینت
مرینت:س.س.سلا.سلام آ.آدری.رین
آدرین:نگران به نظر میای چی شده؟
مرینت:آدرین می خواستم این هدیه رو به تو بدم آدرین...
پارت بعد 3 کامنت
باگ اوت