بازی سرنوشت پارت 13
پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۱/۲۸ 20:52
نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 | موضوع: ༺رمان بازی سرنوشت༻ |مری:کت رفت یه لحظه اون کابوسی که دیده بودم کت میگه تو مطعلق به منی اومد جلوی چشمام ترسیدم ![]()
کت رفت همه جا رو مرتب کردم و به سمت مدرسه راه افتادم.....
از زبان آدرین
از این که هویت لیدی باگ رو فهمیده بودم خیلی خوشحال بودم اما حالا این خون آشام بودنم تو چیکار کنم به خونه رفتم آماده شدم و محافظم من رو به مدرسه رسوند خلاصه همون برنامه همیشگی رو انجام دادن با این تفاوت که دیگه مانعی بین من و مرینت نبود بعد از مدرسه پیش آندره بستنی فروش رفتیم نینو و الیا هم اومده بودن
همینطور که آلیا و نینو داشتن بستنی میخوردن و آلیا هم یواشکی از ما عکس میگرفت