🦊زندگی ازنگاهی دیگر عمراه باعشق 9🦊
جمعه ۱۳۹۹/۰۲/۲۶ 2:11
نويسنده اين مطلب: 𝙎𝙚𝙥𝙞𝙙𝙚𝙝🍿 | موضوع: ༺رمان زندگی از نگاهی دیگر همراه با عشق༻ |مری:خب ادری برو سر جات واییییییییی
این ها که فرسکلسه(بالاتر از بیزیننس توی هواپیما )
ادری :ایجاست جات
مر ی: ممنون برو حالا سر جات خب
ببین بزار برات توصیف کنم فرس کلس رو
سه تا ردیف توی هواپیما که دونفر دونفر هست
وسط این دوتا یه دیوار توری هست که با یه دکمه که مثل دکمه پنجره ماشینه بالا پایین میره
بعد جلوت جلوت یه تلویزیون هست که جلوش میز هست تازه
صندلی ها هس تخت میشه
لباس خواب هم بهت میدن
(همش واقعی بود ها)
ادری:خب برم بشینم اهان دقیقا بغل مرینت
ولی یه دیوار مانند هست بینمون بهتره اینو بدم پایین
خب اهان
ادری : اممم ببخشید شما مرینت هستین؟
مری :بله شما؟ااااااااااا تو اینجا چکار میکنی
خلبان : خب کمر بند هایتان رو ببندین میخواهیم پرواز کنیم
مری: نه نه نه نه نه
ادری: خب بزار پرواز کنیم اروم میشی
مری : خدایا این بچه ها رو نگاه کن این ها چه گناهی کردن ها؟ ترو خدا صحیح و سالم برسیم(چیزیکه من همیشه تو هواپیمامیگم)
ادری:مری نترس این هواپیما نمیوفته قول میدم
مری :اره تو خدایی اخه به خاطر اونه
ادری : بیا دستم رو بگیر داره حرکت میکنه
مری : چی عمرا
ادری : خود دانی
مری : بزار دست کشم روباد کنم
ادری : داری باد کنک باز میکنی اونو بغل کنی یعنی اینقدر تنهایی
مری:من خودکفام
ادری: دستش رو گرفتم چون داشت شدت میگرفت هواپیما
مری:چشماموبستم خیلی میترسم
مری : خدایا من قول میدم اگه برسیم صحیح و سالم من هر کاری بگی میکنم ولی این جارو ول کن ول
ادری: مری ساکت باباجان
مری :چیه دارم وسیت نامم رو میگم
ادری خب هوا پیما صاف شد
مری خب اممم من یه فیلم فیلم مممم
ادری : من که رمانتیک میبینم
مرینت
اگه مثبت هیجده باشه حتما منم میبینم هست؟
ادری:اره اونم چه جورم
و... خب این دوباره هنگ کرد تا قسمت بعد نظر یادت نره ها
افرین دختر خوب
یا پسر خوب
حالا هر چی نظر نظر اگه ندی پارت بعد رو نمیدم حالا ببین ها
تا بعد بای🕶🥿🧝🏻♀️